|
خزعبلات
|
البته خیلی خزعبل می دونم!..............................
از کنار هم مي گذريم
ولي ديگه نميشه از کنار نعش کش گذشت
نعش کش با اون ديالوگهاي تکراري که تداعي کننده زندگيِ شغليِ پر از تکرارش است
و از کنار هم گذشتن هاي ممتد.....................
دخترک با تمام عقده هاي زندگيش چنان غرق در احساس هايش است
که دور نمايي زيبا و افقي و کشيده جاده حتي به چشمش هم نمي آيد!..................
آري همه چيز کوتاه است............................
به زبان پسر همه چيز واقعي است
اي کاش حقيقتي حقيقتي در کار بود !...........................